تاريخ : یک شنبه 19 اسفند 1397برچسب:, | 1:6 | نويسنده : ✿↝ ..ℳΘɲส.. ↜✿

زمستانم روز های آخر غریبانه بغض کرده

بیا بار دیگر ناله سرکن

بیا بار دیگر ابرها را

بگریان و زمین را با خبر کن

چقدر نامرد شده ایم

هیچ کداممان غصه نخوردیم که

ننه سرما کجا خواهد رفت

زمستان او را با خودش خواهد برد؟

بس که بهار با سرسبزی و شکوفه هایش

چشم هایمان را گرفته بود

پیش چشممان آدم برفی آب شد

 و ما ندیدیم

برو دیگر خدا پشت و پناهت

فقط جان بهارت زود برگرد.

 


برچسب‌ها: